دانش نه در آسمان است که بر شما فرود آيد و نه در زير زمين تا برايتان بيرون آيد؛ بلکه دانش در دلهايتان سرشته شده است . به آداب روحانيان متأدّب شويد تا برايتان آشکار گردد . [امام علي عليه السلام]
کل بازديدها:----2489---
بازديد امروز: ----0-----
بازديد ديروز: ----11-----
چشم انتظار يلدا

 

نويسنده: شبانه هاي من
دوشنبه 4/6/1387 ساعت 12:6 عصر

سلام دوباره به همه


6 شهريوره داره از راه مي رسه و من به خاطر اينکه اون روز نيستم که آپ کنم دو روز زودتر آپ مي کنم . 


ولي  6 شهريور همه با هم تولد يکي از بي نظير نرين فرشته هاي روز زمين رو جشن مي گيريم . يلداي عزيزم تولدت مبارک ..... اميدوارم خوشبختي از تو گردون نشه و هميشه خوشحال باشي . مثل زمان کودکي . در ضمن تولد سکوت باران هم لازمه که تبريک بگم .


تمام ترانه هاي اين صفحه تقديم با عشق به تو نازنين


تازه اين بخشي از تولد بود . اصل کاري رو بايد برين توي وبلاگ سکوت باران بخونين ببينين چه خبره . اگه مي خواهيد منو بيشتر خوشحال کنيد بريد به يلدا تبريک بگيد . 


 



 


 


يک پيغام صوتي دارم براي يلدا خانم گل . يلدا جون روي نوشته زير کليک کن و فايل رو دانلود کن و گوش بده


( only for yalda )


<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>


 


يلداي من افسانه نيست


با عشق من بيگانه نيست


يلداي من چشماي بي گناه من


حقيقت و حرفهاي ناگفته من


يلداي من شيشه اي نيست


آينه غم گرفته نيست


يلداي من تصوير شادي هاي من


کليد سرنوشتم و تقدير من


( شعر از خودم )


( تقديم به يلداي عزيزم )


 


<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>


 


اگه با من نباشي ، منم عاشق مي ميرم


کنار ماهم که باشي ، خودم جاتو مي گيرم


اين همه سال منه تنها جدا از تو نبودم


از غم دوري تو يک گوشه اي من غصه گيرم


( شعر از خودم )


( تقديم به يلداي عزيزم )


 


<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>


 


عاشق با تو بودنم نگو نمي شه


دستاتو دستم بزار واسه هميشه


حالا خوشبخت ترين آدم روي زمينم


بدون عمرم تمومه اگه تو رو نبينم


( بخشي از شعر آلبوم جديد رامين بي باک . ترانه سرنوشت )


( تقديم به يلداي عزيزم )


 


<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>


 


عينک دودي :


عينک دودي بر چشم مي زنيم تا


شايد قدري دنياي رنگي را تيره تر از پنجره چهره خود ببينيم


يا شايد نگاهي متوجه چشمان پريشان و گريان من نشود


يا شايد هم نگرانيم يک رهگذر متوجه حضور پر معني ما بشود


شايد هم به خاطر اين باشد که وقتي در سياهي مطلق مات شديم کسي به فريادمان رسيده


حالا هم به ياد آن تاريکي خوش رنگ سياه به چهره مي زنيم .


شايد هم حرف نگفته اي داريم که نمي توانيم به زبان بياوريم .


يا شايد هم ....... ؟؟؟


 


<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>


 


دادگاه اينترنتي :


تا به حال به اين فکر کردين کسايي که بعد از چند وقت وبلاگ گردي بالاخره کسايي رو پيدا مي کنيد که مشتري هميشگي نوشته هاتون مي شه .


شما چه احساسي پيدا مي کنيد وقتي مي بينيد که يک نظر به نظرات اضافه شده ؟


مي دونم حس خوبيه . احساس مي کنيد کسي به ياد شما بوده و حرفي واسه گفتن داشته .


حرف من اين نيست ........


شما براي چي شروع به نوشتن کردين ؟


شايد احساس تنهايي .


شايد فکر مي کردين خوب مي نويسين و يا کسي شما رو تشويق کرده که بنويسين


چند ماه از پست دادن شما که ميگذره و اولين کسايي که به وبلاگ شما سر مي زنه و نظر مي ده خيلي براي شما محترم به نظر مي ياد . انگار همه دنيا رو به شما دادن . شما يواش عاشق نوشته هاي شخصي مي شيند که تا اين لحظه اونو نديديند و اصلاً نمي شناسينش .


يک هويت گمشده توي ذهن شما به وجود مي ياد .


فقط احساس مي کنين که خيلي شبيه به شما فکر مي کنه .


بعد از چند سال که لحظه هاي خوشي رو کنار هم داشتين . بدون اينکه بدونين درسته يا نا درسته به خاطر تغيير در نحوه زندگي يا مشکلات زندگي يکي از شما مجبور مي شه براي هميشه نوشتن رو کنار بگذاره .


چه حسي به شما دست مي ده ؟


اصلاً چرا بايد کار به جايي بکشه که شما دلداده يک صفحه اينترنتي بشين با يک سري نوشته و تصوير که کنار هم قرار مي گيره . توي کتابها هم مي شه دنبال اين نوشته ها گشت .


چرا ما به خودمون زحمت مي ديم که 2 سال يا بيشتر يا کمتر هر چند وقت يک بار بريم تو اينترنت و بيايم توي وبلاگ کسايي که واسمون مهم شدن ؟


چطوريه که از رفتن همديگه ناراحت مي شيم و نمي تونيم فراموش کنيم ؟


اين وسط کي گناه کاره ؟


متهم رديف اول : زندگي


متهم رديف دوم : اينترنت


متهم رديف سوم : دل نازک و حساس


متهم رديف چهارم : من يا شما


حق انتخاب با شماست . مطمئن هستم شما هم اين لحظه رو تجربه کردين و کسايي رو از دست دادين که عمري به شما سلام مي گفته و الان خبري ازش نيست . اگه نه مطمئن هستم روزي مي رسه که شما هم توي اين دادگاه محاکمه بشين و دنبال يک وکيل قابل اعتماد بگردين و از خودتون دفاع کنين . فقط اميدوارم بازنده نباشين .


 


<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>


لحظه هاي خوشي داشته باشي


به اميد ديدار


 


 


 


    نظرات ديگران ( )
نويسنده: شبانه هاي من
دوشنبه 28/5/1387 ساعت 12:10 عصر


سلام به همه


ممنونم که توي تولد سه سالگي وبلاگم شرکت کردين و نظر دادين . منو شرمنده کردين


مخصوصاً از بهار خانم گل که توي وبلاگشون از قالبي که واسشون طراحي کرده بودم صحبت کردن و تشکر کردن .


اميدوارم که خوششون اومده باشه


 


----------------------------------------------


 


همه ما نا خواسته به دنيا اومديم . حق انتخاب نداشتيم . ولي تصور کنيد که اگه خودمون مي تونستيم انتخاب کنيم که چه زماني به دنيا بيايم و شرايط زندگي رو خودمون انتخاب مي کرديم چي مي شد .


دنياي وارونه .


ديگه فقر و بد بختي به وجود نمي يومد و کسي طعم رنج رو نمي چشيد . همه دوست داشتن يک خونه اون بالا بالا ها داشته باشن .70 ميليون رو تصور کنيد که همين آرزو توي سرشون باشه . توي يک مثقال جا , چند نفر جا مي شن مگه !!!! اصلاً غير ممکنه  ديگه کسي خواب نمي ديد که داره توي باغ گيلاس قدم مي زد  .


 


ولي اگه زندگي اين شکل نيست حتما حکمتي توشه . .


توي زندگي گاهي وقت ها پيش مي ياد که بايد از خيلي چيزها بگذري . خيلي آرزوهاي شيرين داريم . فقط مي تونيم روي کاغذ نقاشي کنيم و اونو براي خودمون به تصوير بکشيم . چقدر سخته ولي بايد کمي از خود گذشتگي داشته باشيم .


آرزوهاي بزرگ گنجايش بزرگ مي خواد ..... 


همه آدمها مثل من فکر مي کنن .


زندگي بي معني يعني همين .


نقاشي بلد نيستم ولي اون دنيايي رو که آرزو دارم مي کشم


 


-----------------------------------------------


 


((( به خود اعتماد کن اگر کسي در کنارت نيست )))


((( حرکت از نقطه کور کن ، اگر نقشه اي نيست )))


 


--------------------------


 


((( سنگ در دست خوب مي گردانيم )))


((( زبان در گلو خوب مي چرخانيم  )))


((( زباني که سکوتش هزاران معني دارد )))


((( در پشت پرده هر کلامش فقط يک نکته دارد )))


((( بياييد همه با هم بي صدا باشيم )))


((( دست به دست هم بي ريا باشيم )))


 


---------------------------


کسي منو مي شناسه ... ؟


جايي منو ديده ؟؟


هر کي منو ديده دستاش بالا


 




    نظرات ديگران ( )
نويسنده: شبانه هاي من
دوشنبه 7/5/1387 ساعت 11:57 صبح


سلام . من برگشتم . فکر کنم 6 ماه مي شه که من آپ نکردم . امروز تولد سه سالگي وبلاگ نويسي منه . ( باورم نمي شه که سه سال شد که دارم توي وبلاگ مي نويسم )


شما هم که مرا رو سفيد کردين بس که تو اين مدت به من سر زدين . واقعاً منو رو شرمنده کردين از اين همه نظر که واسه من گذاشتين . اصلاً انگار نه انگار که پژمان وجود داره .


نمي گين دلش مي گيره . بريم بهش سر بزنيم . تلافي مي کنم . اگه بهتون سر زدم !!! بهار خانم گل هم که برگشتن ، ديگه تيم کامل شد . دوباره روزهاي خوش گذشته داره تکرار مي شه . ياد او روزها بخير . چقدر خاطره داشتيم ( يادته براي پست خداحافظي همه بچه ها واسه تو توي پست آخرت مطلب نوشتن ؟ . نا مردا به من نگفتن که مي خوان اين کارو بکنن . منم نا مردي کردم وقتي پسورد وبلاگت رو گرفتم مطلبم رو توي پست آخرت جابجا کردم . بالا تر از سرگل نوشتم که حالش گرفته بشه . اين تازه يکي بود ... سر فرصت بقيش يادم مي ياد !!! )


فعلاً وقتش نيست . اينو داشته باشين . خودمو کشتم تا پيدا کردم واستون . فکر کنم جالب باشه . فقط نگين تکراريه و قبلاً خوندم که پاک نا اميد مي شم .


 


آداب و رسوم مردم قزوين در گذشته


 


1 - ناخن گرفتن در خانه ديگري را بد مي دانند.


2 - وقتي گربه ها دعوا مي کنند گوشه فرش را جمع مي کنند معتقد هستند که با ري به خانه مي آيد (بار ميوه-خشکبار و ....)


3 - شبهاي شنبه و چهارشنبه را مناسب دعا مي دانند.و اين شبها اگر مهماني داشته باشند به فال نيک مي گيرند و نمي گذارند به خانه خود برود.


4 - ظروف و سيني ميوه  و شيريني که براي روز عقد به خانه عروس فرستاده مي شود 12 پارچه مي باشد.


5 - پس از اجراي عقد شب دختر را نمي گذارند در خانه پدر بماند و يکي از بستگان او را به عنوان مهمان به خانه خود مي برد.


6 – آب را روي آتش نمي ريزند.


7 - شب سر پا ايستاده آب نمي خورند.


8 - شب جارو  نمي کنند مي گويند برکت از خانه مي رود.


9 - هر کس عطسه بکند حاضرين مي گويند خير باشد او هم مي گويد خير باشد.


10 - سماور سوت بکشد مي گويند ارزاني  مي آيد.


11 - وقتي کسي به سفر مي رود او را 3 مرتبه از زير قر آن رد مي کنندو پشت سرش آب ميريزند که زود بر گردد.


12 - اگر لقمه  از دست کسي بيافتد نشانه مهمان است.


13 - هر کسي 40 روز جلوي خانه  را تاريک روشن جارو کند حضرت خضرع را ملاقات ميکند از اين رو زنها براي رفتن به زيارت و دختر ها براي شوهر کردن اين کار را ميکنند.


14 - دختر دم بخت را شب چهارشنبه سوري به دباغ خانه مي برند و دختر از روي هفت تغار دباغي مي پرد و از آب تغار به سرش مي ريزند و بکار گارگر دباغ خانه پول مي دهند.


15 - نشستن در آستانه در را خوب نمي دانند مي گويند مورد بهتان واقع ميشود.


16 - برگ  چاي شناور باشد نشانه مهمان است.


17 - زن حامله اگر تنبلي کند مي گويند بچه اش دختر است و اگر جست و چالاک باشد بچه اش مي گويند پسر است.


 


قزويني هاي قديم چي بودن !!!!! ، الان ببين قزويني ها چي شدن !!!!!  اعتماد به نفس خودشون رو از دست دادن . اين کارا رو ديگه انجام نمي دن که همه مجبور هستن بهشون پشت کنند ( قزويني ها که از خداشونه ) البته با احترام خالصانه اي که بهشون دارم .....


 



مجله راه موفقيت رو بخرين به خاطر من . دارم توي اين مجله زخمت مي کشم و کار مي کنم واسه خاطر شما . روي منو زمين نندازين . اگه از کنار دکه روزنامه فروشي رد شدين ببينين مجله راه موفقيت داره يا ، نه اگه داشت بخرين . 1000 تومان بيشتر نيست ( البته 500 تومان قيمت CD ) . به جاي اينکه پولتو بري رژ گونه و ژل و سايه و لاک بخري يک مجله بخر . دعا مي کنم واست که تا آخر عمر بري حالشو ببري . ديگه سفارش نکنم ..... البته اگه اشتراک يک ساله بگيرين ديگه چه بهتر !!! . سعادت آخرت رو هم واسه خودتون خريدين .... تا پست بعدي خداحافظ .


حالا ببينم کي جرات داره بخونه و نظر نده !!!


    نظرات ديگران ( )

  • ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
  • [4/6/1387- 12:6 ع] تولدت مبارک يلدا جون
    [28/5/1387- 12:10 ع] تاکسي دربست
    [7/5/1387- 11:57 ص] بازگشت و تولد سه سالگي
    [آرشيو شده ها]

  •  RSS 

  •  Atom 

  • خانه

  • ارتباط با من
  • درباره من

  • پارسي بلاگ
  • درباره من

  • لوگوي وبلاگ

  • پيوندهاي روزانه

  • مطالب بايگاني شده

  • لينک دوستان من

  • اشتراک در وبلاگ

  • وضعيت من در ياهو

  • آواي آشنا

  •