يک پيغام صوتي دارم براي يلدا خانم گل . يلدا جون روي نوشته زير کليک کن و فايل رو دانلود کن و گوش بده
( only for yalda )
<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>
يلداي من افسانه نيست
با عشق من بيگانه نيست
يلداي من چشماي بي گناه من
حقيقت و حرفهاي ناگفته من
يلداي من شيشه اي نيست
آينه غم گرفته نيست
يلداي من تصوير شادي هاي من
کليد سرنوشتم و تقدير من
( شعر از خودم )
( تقديم به يلداي عزيزم )
<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>
اگه با من نباشي ، منم عاشق مي ميرم
کنار ماهم که باشي ، خودم جاتو مي گيرم
اين همه سال منه تنها جدا از تو نبودم
از غم دوري تو يک گوشه اي من غصه گيرم
( شعر از خودم )
( تقديم به يلداي عزيزم )
<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>
عاشق با تو بودنم نگو نمي شه
دستاتو دستم بزار واسه هميشه
حالا خوشبخت ترين آدم روي زمينم
بدون عمرم تمومه اگه تو رو نبينم
( بخشي از شعر آلبوم جديد رامين بي باک . ترانه سرنوشت )
( تقديم به يلداي عزيزم )
<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>
عينک دودي :
عينک دودي بر چشم مي زنيم تا
شايد قدري دنياي رنگي را تيره تر از پنجره چهره خود ببينيم
يا شايد نگاهي متوجه چشمان پريشان و گريان من نشود
يا شايد هم نگرانيم يک رهگذر متوجه حضور پر معني ما بشود
شايد هم به خاطر اين باشد که وقتي در سياهي مطلق مات شديم کسي به فريادمان رسيده
حالا هم به ياد آن تاريکي خوش رنگ سياه به چهره مي زنيم .
شايد هم حرف نگفته اي داريم که نمي توانيم به زبان بياوريم .
يا شايد هم ....... ؟؟؟
<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>
دادگاه اينترنتي :
تا به حال به اين فکر کردين کسايي که بعد از چند وقت وبلاگ گردي بالاخره کسايي رو پيدا مي کنيد که مشتري هميشگي نوشته هاتون مي شه .
شما چه احساسي پيدا مي کنيد وقتي مي بينيد که يک نظر به نظرات اضافه شده ؟
مي دونم حس خوبيه . احساس مي کنيد کسي به ياد شما بوده و حرفي واسه گفتن داشته .
حرف من اين نيست ........
شما براي چي شروع به نوشتن کردين ؟
شايد احساس تنهايي .
شايد فکر مي کردين خوب مي نويسين و يا کسي شما رو تشويق کرده که بنويسين
چند ماه از پست دادن شما که ميگذره و اولين کسايي که به وبلاگ شما سر مي زنه و نظر مي ده خيلي براي شما محترم به نظر مي ياد . انگار همه دنيا رو به شما دادن . شما يواش عاشق نوشته هاي شخصي مي شيند که تا اين لحظه اونو نديديند و اصلاً نمي شناسينش .
يک هويت گمشده توي ذهن شما به وجود مي ياد .
فقط احساس مي کنين که خيلي شبيه به شما فکر مي کنه .
بعد از چند سال که لحظه هاي خوشي رو کنار هم داشتين . بدون اينکه بدونين درسته يا نا درسته به خاطر تغيير در نحوه زندگي يا مشکلات زندگي يکي از شما مجبور مي شه براي هميشه نوشتن رو کنار بگذاره .
چه حسي به شما دست مي ده ؟
اصلاً چرا بايد کار به جايي بکشه که شما دلداده يک صفحه اينترنتي بشين با يک سري نوشته و تصوير که کنار هم قرار مي گيره . توي کتابها هم مي شه دنبال اين نوشته ها گشت .
چرا ما به خودمون زحمت مي ديم که 2 سال يا بيشتر يا کمتر هر چند وقت يک بار بريم تو اينترنت و بيايم توي وبلاگ کسايي که واسمون مهم شدن ؟
چطوريه که از رفتن همديگه ناراحت مي شيم و نمي تونيم فراموش کنيم ؟
اين وسط کي گناه کاره ؟
متهم رديف اول : زندگي
متهم رديف دوم : اينترنت
متهم رديف سوم : دل نازک و حساس
متهم رديف چهارم : من يا شما
حق انتخاب با شماست . مطمئن هستم شما هم اين لحظه رو تجربه کردين و کسايي رو از دست دادين که عمري به شما سلام مي گفته و الان خبري ازش نيست . اگه نه مطمئن هستم روزي مي رسه که شما هم توي اين دادگاه محاکمه بشين و دنبال يک وکيل قابل اعتماد بگردين و از خودتون دفاع کنين . فقط اميدوارم بازنده نباشين .
<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>:<:>
لحظه هاي خوشي داشته باشي
به اميد ديدار